خرید بک لینک
میگه : توی آیینهای فراگیر تنها چیزی که اهمیت داره تجربهی حس مثبت و عاطفهست. حتی اگه اون آیین ذاتاً برای به جا آوردن عزا باشه اما نهایتا عاطفهی ما رو درگیر کرده با خودش و یه جور حس امیدُ توی ما زنده.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 19:30

امتحان هشت صبحِ فردا، شبمو خراب کرده. گرچه هیچ تلاشی نکردم اون آشغال 200 صفحهای رو بخونم ولی خراب کرده دیگه. امشب احساس مالکیت ندارم انگار. چون باید سه چهار ساعت دیگه پاشم برم دانشکده و برینم به برگه و برگردم و تا آخر هفته هر روز به چیز عظمی برم و هر شبشو خراب شده ببینم.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 19:30

من دیوونهی اون خوابای کوتاهیام که دنیای قبل و بعدش باهم از زمین تا آسمون فرق داره. یعنی مثلاً وسط سفیدی خوابت میبره بلند که میشی از سیاهی سگِ دورت تا مرز سنگکوب کردن پیش میری. چون که زندگی هیجان میخواد. تا نفس کشیدنو سخت کنه و سرتو سنگین. تا یادت نره زندهای و هنوز باید بکشی با خودت یه سری چیزاشو..

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 19:30

من اصلا برای همین جامعهشناسی رو انتخاب کردم. چون که همیشه لَه لَه زدم برای نفرت از آدما. که تا یه حد قابل قبولی داره فراهمش میکنه برام.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 19:30

نه انگار جدا باید برم عن بمالم به اون تیکهی فمینیستیِ تفکراتم. این چیزایی رو که دو سه شبه دارم از خستگی بالا میارمو بستهبندی کنم بفرستم برای مُند و دار و دستهش. یکی دوتا هم مخصوص آر جی اچشو بذارم کنار برای کسایی که نیازمندن. ساعت خواب یک ماه اخیرمو هم بنویسم بزنم رو پیشونیم که آدما برای جونشون هم که شده نیان سمتم.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 19:30

آدم یه وقتا میاد با لحن و ادبش طرف مقابلو تحت تاثیر قرار بده یهو یه چیزی میگه میرینه. بعد اگه با یارو رودربایستیای چیزی هم داشته باشه اشاره نمیکنه که ضایعتر نشه. خیلی حال خیاریه.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 19:30

بوتون در اومده ولی. البته انتظار دیگهای هم نداشتم. این کسشعرای منتشرشدهتون هم اصلا عجیب نیست. و اصرارتون به کسمغز بودن و موندن. ولی خب انگار باید برم گه بمالم به اون تیکههای زندگیم که ارزش قائل شدم براتون و وقت و چیزای دیگه خرجِ اون مثلاً رفاقتای تماماً تُخمی کردم.

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 19:30

ولی هربار بازگشت روشن به پلسیبو است. ملولیتمو حل میکنه قشنگ. معلولیت نهها. ملولیت. ملولبودگی. کلمهی جدید؟ گهخوریِ صرف. باید سوم شخص میگفتم؟ ملولیتشو؟ که نفهمی روشنم؟ که فکر کنی یکی دیگه روشنه؟

برچسب: نویسنده: پرنیا حیدریان تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 19:30

صفحه بندی